مصاحبه خواندنی با آقای دوربینی،حسین زمانی یا حسین دوربینی » ||| اینترنت تو را میخواند |||
منوي اصلي

ارتباط با ما

علي(مدير سايت)

Yahoo id:  ali.zaeri@rogers.com

Mail: samet.ir@gmail.com

______________

محمد(مدير سايت)

mohammad69mm@gmail.com

______________

احمد(گرافيست)

ahmadreza_namaghi


موضوعات سايت
خبرها (29)
اخبار داغ روز (302)
اخبار فناوری (3)
موبایل (9)
کلیپ موبایل (51)
بازی موبایل (16)
زنگ موبایل (67)
معرفی موبایل (42)
ترفند موبایل (35)
اس ام اس عاشقانه (50)
اس ام اس جدید (115)
عکس زمینه موبایل (75)
تم موبایل (23)
برنامه موبایل (86)
کتاب موبایل (37)
عکس (1)
عکس های ورزشی (59)
عکس مذهبی (4)
عکس تکنولوژی روز (60)
عکس درخواستی (2)
عکس خبری (221)
عکس روز (30)
ژورنال مد (108)
عکس های دیجیتالی (35)
والپیپر های جدید (117)
عکس های متفرقه و جالب (285)
عکس استوک (21)
فیلم ()
ویدیو کلیپ (7)
گلهای فوتبال (1)
کامپیوتر ()
بازی های کامپیوتری (29)
دانلود کتاب (20)
فلش (4)
آموزش و ترفند (83)
آنتی ویروس (15)
ویندوز (4)
نرم افزار کامپیوتر (122)
ترفند کامپیوتر (32)
نقد و بررسی (18)
آموزش و ابزار فوتوشاپ (100)
سرگرمی (1)
مطالب خنده دار (62)
سرگذشت برندهای مشهور (11)
ترین ها (64)
راهنمای خرید (24)
شعر و ادب (22)
خانه داری (15)
آشنایی با مربیان بزرگ دنیا (5)
فناوری های نوین (54)
داستان (82)
نماهنگ های مجاز (27)
مطالب خواندنی و جذاب (377)
مجلات (37)
مصاحبه (43)
مطالب مربوط به تاریخ (29)
زندگینامه افراد مهم (68)
مداحی (12)
پزشکی و روانشناسی (290)
آشنایی با سایت ها (1)
تبلت ()
معرفی تبلت (6)
راهنمای خرید تبلت (2)
لپ تاب ()
راهنمای خرید لپ تاب (6)
مطالب آموزشی لپ تاب (13)
ترفند های لپ تاب (4)
تعمیر و رفع مشکل لپ تاب (2)

آمار سايت

نويسنده مطالب نظرات
  1 onlyzaeri    2672    3
  2 Mohammad    828    0
  3 ahmad_k    161    0
  4 مهرابی    3    0
  5 M.SH    1    0
  6 9015210265    1    0

تعداد كل مطالب : 3647  (+ 0)
  در ساعات گذشته: 0
  در اين ماه: 25
  مشاهده مطالب جديد امروز
  مطالب در انتظار تأييد : 12

تعداد نظرات : 5386   (+ 10)
  در ساعات گذشته : 0
  در اين ماه : 780

تعداد كاربران : 12060   (+ 29)
  در ساعات گذشته : 1
  در اين ماه:405
  تعداد كاربران اخراجی: 4

جديدترين كاربر
permjimecrymn



افراد آنلاين: کاربران:
????

روباتها:
Google Bot, BaiDuSpider, BaiDuSpider, BaiDuSpider, crawl Bot, Google Bot, BaiDuSpider, crawl Bot, MSN Bot

ميهمانان: 4
مجموع: 13

............

برای حمایت از ما در گوگل کلیک کنید:


تبليغات

تبليغات

مصاحبه خواندنی با آقای دوربینی،حسین زمانی یا حسین دوربینی

 

 

فروردین ماه سال گذشته هفته نامه همشهری جوان مصاحبه خواندنی ای را با یک چهره رسانه ای انجام داده بود که خیلی از ایرانی ها به دنبال آن بودند که با هویت این شخص آشنا شوند.

این مرد دوست داشتنی کسی نبود جز “حسین زمانی” یا همان حسین دوربینی معروف که به جرئت می توان گفت تمامی کسانی که نگاه شان به صفحه تلویزیون ایران افتاده تصویر او را بارها دیده اند!

 

حسین دوربینی در این مصاحبه اش به خاطرات زیادی از خودش و مراسماتی که در آن شرکت کرده تا در جلوی دوربین تلویزیون ظاهر شود اشاره می کند .یکی از خاطرات شیرین او زمانی است که در مراسم ختم عماد مغنیه در تهران شرکت کرده و بر خلاف مراسم های سابق دست و پایش را گم می کند.



شاید برای شما هم جالب باشد که این مصاحبه را به طور کامل بخوانید:

پیدا کردن او کاری ندارد. فقط کافیست در مراسمی چند دوربین به فیلمبرداری از جمعیت مشغول باشند. حتما آقای دوربینی راآن جلو پیدا می کنید. مردی میان سال با سر کچل، عینک ته استکانی و ریشی کم پشت با چهره ای موجه  خود را در چشم دوربین ها می برد. ما هم در تشیع جنازه مرحوم منوچهر احترامی منتظر دیدن بسیاری از چهره های صاحب قلم بودیم . اما آنها نیامدند  ؛ ولی حسین نمازی با اینکه تاخیر داشت اما خود را به جلوی دوربین ها رساند. با اینکه ابتدا فقط یک احوال پرسی ساده انجام داد. وقتی خیال اش راحت شد فیلمبردارها بساط خود را جمع کردند. او هم از جلوی تالار وحدت سریع دور می شود . بدنبال او می افتیم . هر بار که هم صحبت او می شویم. سریع گفت و گو را قطع می کند و به اصطلاح در می رود. از ما اصرار به مصاحبه و از او انکار تا اینکه ابتدا کارت شناسایی ما را بررسی می کند . آن وقت می گوید من کار دارم اما یک ساعت می توانم با شما هم صحبت شوم:

بر روی صندلی های پارک کوچک جلوی تالار وحدت می نشینیم و آقای دوربینی از خودش بمی گوید:«از بچگی دوست داشتم آدم مهمی بشوم، دیپلم ردی هستم . آدم که هندوانه می‌خرد به ظاهرش نگاه می‌کند و بعد انتخاب می‌کند. من هم نه ظاهر زیبایی دارم و نه مدرک تحصیلی پس آدم مهمی نشدم . اما دوست دارم که من هم دیده شوم ولی الان دیگر تا می آیم  اخبار تلویزیون  را نگاه کنم سریع پدرم کانال را عوض می کند. برای دیدن فیلم مراسم هایی که در آنها شرکت کرده ام تا ساعت ۱۲ شب بیدار می مانم تا در حالت های مختلف خودم را تماشا کنم. تازه وقتی من صبح خیلی زود از خانه بیرون می زنم اهل منزل می فهمند که کسی فوت کرده و من برای تشییع جنازه می روم. » با اینکه حسین ۵۰ سال سن دارد اما هنوز چهره اش یادگاری از دوره کودکی با خود به همراه دارد.

تا صبح خوابم نبرد

آن طور که خود حسین به یاد دارد،همه چیز از مراسم عزاداری روز تاسوعا سال ۵۴ در مسجد ارگ  شروع شد. آن روزها حسین جوانی ۱۷ ساله بود که برای عزاداری بداخل مسجد رفت دیدن چند دوربین فیلمبرداری او را بسوی خود می‌کشد. وقتی فیلم مراسم از تلویزیون پخش شد حسین از دیدن تصویر خود ذوق زده و خوشحال شد. « آن موقع اینقدر مراسم نبود و مراسم تشیع جنازه یا بزرگداشت نبود.اما الان آنقدر که من را در تلویزیون نشان می‌دهند وزیرها را نشان نمی‌دهند.»  یادم نمی‌آید تا به حال تشیع جنازه کسی را از قلم انداخته باشم . اما وقتی جمعیتی را در تلویزیون نشان می‌دهند و من در بین آنها نیستم خیلی حرص می خورم  تا صبح خوابم نمی برد.

برو با دوربین ازدواج کن!

چند سال پیش برای اینکه حسین سر و سامان بگیرد . پدر و مادر او دختری از آشنایان را برای پسرشان عقد می‌کنند. حسین درباره آن روز‌ها می‌گوید :« خانمم اول یک کم رو در واسی داشت. اما بعد از چند وقت اعتراض‌ها شروع شد. بعد اعتراض‌ها شروع شد. همیشه در مراسم ها شرکت می کردم و خانمم به من گفت بهتر بود با دوربین ازدواج می کردی نه با من. یک روز برادر خانم‌هایم ریختن سرم تا آنجا که جان داشتم من را زدند و دست خواهر خود را گرفتند بردند.چون آشنا بودند دیگر شکایت هم نکردند.حتی خانواده زنم برای من یک کار در شیراز دست و پا کرده بودند. اما من گفتم نمیام. آخه مراسم‌ها همه اینجا بود تا شیراز. »

اگر ۱۰۰ میلیون بدهند

صحبت‌های حسین تازه گل انداخته است و او از شیرین ترین لحظه عمرش می‌گوید:« یک شب داشتم از خیابان کریم خان عبور می کردم، به فروشگاهی رسیدم که نمایندگی یکی ازشرکت‌های ساخت تلویزیون آنجا است. آنجا ۱۰ تلویزیون روی هم چیده شده بود، ناگهان دیدم مصاحبه ای که گزارشگر صدا و سیما، با من انجام داده بود در حال پخش است. در آن واحد ۱۰ تلویزیون من را نشان می داد . نمی‌دانید چه کیفی داشت آن لحظه. » وقتی دست‌های خود را به ذوق در هم فشار  می‌دهد. گردن خود را کج می‌کند و خنده را به تمام صورت خود پخش می‌کند . شادی آن لحظه را می‌توان دید و حس کرد. حسین ادامه می‌دهد:«بعضی وقت‌ها آدم دست و پایش را گم می‌کند. در مراسم ختم عماد مغنیه مانده بودم به کدام دوربین نگاه کنم.اگر صد میلیون هم به من بدهند به این اندازه خوشحال نمی‌‌شوم که دوربینی من را نشان بدهد.» وقتی این همه عشق به دیده شدن را در وجود آقای دوربینی می بینیم .از او می پرسیم خوب چرا به دنیای بازیگری وارد نمی شوی؟ با یک چهره بی حس و بی علاقه به دنیای سینما می گوید:« به او پیشنهادات می دهنری خکه به او شده می گوید:« نه اینطوری هم به کارم می رسم و هم می توانم جلوی دوربین بیام. آخر من در یک اداره مشغول هستم.»



می‌گویند پول می‌دهی

حضور پر رنگ حسین دوربینی در تمام اجتماعات مردمی باعث شده که همه خبرنگارها، عکاس ها و فیلمبردارها او را بشناسند. حسین درباره برخورد  فیلمبردارها با او می گوید:« بعضی از آنها خوش اخلاق هستند اما بعضی از آنها بد اخلاق هستند و می گویند برو آن طرف تا ما فیلم یا عکس بگیریم. مثلاً در نماز جمعه به من می گویند که دیگر حق نداری بیایی این جلو بنشینی اگر برای نماز آمده ای برو صف های عقب تر بنشین. چند بار از بچه های صدا و سیما پرسیدم چرا از من فیلمبرداری نمی کنید. آنها در جوابم گفتند مردم زنگ می زنند و اعتراض می کنند که آیا این آقا پول می دهد که در شما در همه برنامه ها نشانش می دهید. همین جا بگویم نه پول می دهم و نه می گیرم فقط می خواهم من را نشان بدهند.» بطور متوسط  تصویر آقای دوربینی چند بار در برنامه های تلویزیون نشان داده می شود ولی عطش دیده شدن در او سیری ناپذیر است و با لحنی معصومانه می گوید:«از بچه های صدا و سیما در خواستی دارم که من راسانسور نکنند و کمی هم درشت تر من را نشان بدهند. »

فوت‌های کوزه گری یک عشق دوربین

حسین بالا سر جنازه در میان جمعیت ایستاده بود. در پایان مراسم بزرگداشت وقتی جنازه را می خواهند تشیع کنند. عینک خود را از جیب در می آورد بر روی چشمان خود می گذارد . سریع جلوی تابوت را می گیرد. چند قدمی سمت راست تابوت جلوی دوربین ها می رود و با اعتراض عکاس ها و فیلمبردار ها سریع  جای خود را عوض می کند و این بار گوشه چپ تابوت را می گیرد. این بار زوایه جای او در فیلم عوض شده است. حسین برای دیده شدن رمز و راز خودش را دارد. می گوید: « برای اینکه دیده شوید باید علم مخصوص این کار را داشته باشید. باید حتما این نکته را بدانید که زاویه قرار گرفتن دوربین‌ها چگونه است. جلوی کدام دوربین بروی و کدام دوربین برای کدام شبکه است. از نوع دوربین ، رنگ آن یا آدم‌های آن متوجه می‌شوم این دوربین برای کدام شبکه است.همیشه پدر و مادرم می‌گویند چگونه در بین  اجتماع‌های چند هزار نفری آنها تو را نشان می‌دهند. »  آقای همیشه در صحنه ادامه می دهد:«.وقتی که مراسمی پخش مستقیم می شود هیچ فردی نمی تواند من راسانسور کند. فقط امکان دارد کارگردان توصیه کند از جایی که من هستم کمتر تصویر برداری کنند اما من می روم نزدیک مجری می ایستم تا مجبور به فیلمبرداری از من شوند.سعی می‌کنم در تظاهرات و راه پیمایی ها پشت سر آدم‌های مطرح راه بروم ؛ آن وقت دیگر اصلا سانسور نمی شوم.»


یک روز ، ۳ مراسم

آقای همیشه در صحنه با توجه موقعیت کاری خود از برگزاری بیشتر مراسم ها و بزرگداشت ها خبر دارد و روز خود را با ساعت آن مراسم ها تنظیم می کند:«البته روزنامه هم مطالعه می کنم تا مراسمی را از دست ندهم. وقتی هم خودم را در تلویزیون می بینم تمام خستگی از تنم بیرون می رود.» بارها شده که حسین زودتر از خبرنگارها و گزارشگرها در مراسم های مختلف حاضر شده است:« وقتی آقای عامری، گوینده رادیو، فوت کردند مراسم تشییع او با سالگرد تختی تقریبا هم زمان بود. خودم را به تشیع جنازه ایشان در میدان ارگ رساندم و بعد از آن سریع خودم را با مترو ، زودتر از فیلمبردارهای صدا و سیما به ابن بابویه سر قبر تختی رساندم. یادم است بعد از ظهر آن روز هم در مراسم بزرگداشتی شرکت کردم. یعنی در یک روز ۳ نقطه از شهر به عشق دوربین رفتم. بچه های صدا و سیما از حضور من متحیر شده بودند.» آقای دوربینی از عابر رهگذری ساعت را می پرسد و سریع می گوید:« ببخشید یک ساعت وقت شما تمام شد من باید بروم.»  و سریع خداحافظی می کند تا برود. باید حسین دوربینی را یک پدیده دانست. یک پدیده‌ی روان‌شناسی کم نظیر که البته کاری هم به کار کسی ندارد و فقط و فقط به خاطر علاقه‌ی دیوانه ‌وارش می خواهد دیده شود.


منبع : حاج رضوان

 




نظرات: 0

Дэлия мечтательно взглянула на него. Забравшись под одеяло в теплую и мягкую постель, она вздохнула. Искать оружейный склад пришлось наугад, но титанитовые двери со сложной системой запоров в конце концов помогли его обнаружить. вакансии секретаря в донецке. А все эти цыганские штучкидрючки с лошадьми пора сдать в музей. О, не бойся за меня и не принимай такого расстроенного вида, иначе я расплачусь.

кепка с ушами зимние екатеринбург, о повышении зарплаты работникам культуры в 2012 году. Она перестала заниматься цветами и повернулась к нему. вакансии касавага. Промышленность, вакансии электрообмотчиком.

Дверь в квартиру не заперта. Мановением руки она очистила от рыбоящеров устье туннеля. Скай вызывающе вздернула подбородок и изо всех сил обхватила руками колени. вакансии ямалгеофизика. Он коснулся ее виска и провел дорожку вниз к нежным скулам, а потом к жилке, бившейся у нее на горле. Чего только оно не скрывало!

Он сейчас сидит в камере и сгорает от желания поговорить с кемнибудь. Бесценный жемчуг свой за них отдав неведомо кому. Только в исключительных случаях по определению суда свидетелей можно не допрашивать, а вызывать снова. печать на футболках вакансии. Изза него все наши несчастья. В секунду воздух вокруг него наполнился черными в желтую полоску телами и звуками их ярости.

Телекоммуникации часы работы кэмп щелково. Несмотря на габариты, у него были добрые глаза и повадки хорошо выдрессированного медведя. Банк вакансий. работа няне в красноярске без посредников, купить амулет акулии зуб мегалодона.

تاريخ عضويت: -- | ايميل:

[پاسخ]

تاريخ عضويت: -- | ايميل:

[پاسخ]

کد امنيتي: تصویر كد امنیتی
ریست کد



منو کاربري
خوش آمديد، !
نام کاربري:
کلمه عبور:
 

آرشيو مطالب
» ارديبهشت 1391 (20)
» فروردين 1391 (24)
» اسفند 1390 (32)
» بهمن 1390 (42)
» دي 1390 (44)
» آذر 1390 (91)
» آبان 1390 (88)
» مهر 1390 (87)
» شهريور 1390 (99)
» مرداد 1390 (118)
» تير 1390 (63)
» خرداد 1390 (18)
» ارديبهشت 1390 (26)
» فروردين 1390 (54)
» اسفند 1389 (51)
» بهمن 1389 (106)
» دي 1389 (118)
» آذر 1389 (133)
» آبان 1389 (108)
» مهر 1389 (134)
» شهريور 1389 (127)
» مرداد 1389 (110)
» تير 1389 (124)
» خرداد 1389 (129)
» ارديبهشت 1389 (65)
» فروردين 1389 (63)
» اسفند 1388 (138)
» بهمن 1388 (97)
» دي 1388 (133)
» آذر 1388 (133)
» آبان 1388 (128)
» مهر 1388 (117)
» شهريور 1388 (117)
» مرداد 1388 (115)
» تير 1388 (127)
» خرداد 1388 (115)
» ارديبهشت 1388 (122)
» فروردين 1388 (102)
» اسفند 1387 (40)
» بهمن 1387 (54)
» دي 1387 (18)
» آذر 1387 (5)

           
           
          



تگهاي مطالب
-, calligraphy, image, jpg, photoshop, tutorial, آموزش, از, اس, اس ام اس, ایرانی, با, برای, به, ترین, تصاویر, تصویر, جدید, جهان, خط خوش, خوشنویسی, دانلود, دانلود خوشنویسی, در, را, زن, طراحی, عکس, فتوشاپ, فتوشاپ آموزش, می, نستعلیق, ها, های, و, ویندوز, چگونه, که, یک

نمایش تمامی تگ ها

بهترين مطالب
  • 5 ازدواجی که پر هزینه ترین ازدواج های قرن لقب گرفتند! + ...
  • ۱۰ دستور غذایی ساده برای سلامت مو
  • آشنایی با رئیس ایرانی پلیس فدرال آمریکا FBI !
  • پیشنهادکار به دختر۹ ماهه دیوید بکهام به عنوان یک مانکن
  • آیا این ساعت یک میلیارد و سیصد و سی میلیون تومان می ارز ...
  • خبرساز شدن اولين مردی که به طور طبیعی 3 بچه بدنيا آورد!
  • آموزش حل مشکل تایپ فارسی در ویندوز ۸
  • زشت ترین خودرو های ایران را بشناسید
  • شعبده بازی دختر ایرانی با حجاب اسلامی! + عکس و گفتگو
  • دخترها و پسرها!قبل از ازدواج این سوال ها را از خود بپرس ...

  • لينک دوستان
    » سرزمین آی تی
    » آموزش طراحی سایت
    » لينك باكس پيشرفته لينك من
    » ایران گویا
    » بهترین سایت تفریحی دنیا
    » دیتالایف انجین
    » انجمن برتر ایرانیان
    » بهترین سامانه پیام کوتاه
    » الکسا
    » ورزش 3
    » گوگل
    » سایت یونتوس
    » موسسه امام هادی
    » اینترنت در تسخیر تو
    » بازی های آنلاین
    » دانلود کتاب موبایل

    Download

    پيشنهاد ما براي راحتي در فضاي اينترنت


    نظرسنجی
    قهرمان امسال کیه ؟

    استقلال
    سپاهان
    ذوب آهن
    تراکتور
    صبای قم
    نفت تهران
    پرسپولیس


    حمایت میکنیم

    webmasters forum